خاطرات مدرسه
گرچه دورم سالها از سالهاي مدرسه
باز گاهي مي تپد دل در هواي مدرسه
گوش من نشنيده هرگز در تمام زندگي
خوشتر از آواي زنگ آشناي مدرسه
ياد باد از آن معلم ها که ديگر نيستند
هست آهنگ صداشان در فضاي مدرسه
ياد باد آن لحظه هاي درس و مشق و امتحان
ياد باد آن روزهاي با صفاي مدرسه
ياد باد از آن دوات و آن قلم هاي نيين
ترکه هاي ناظم و فراش هاي مدرسه
آن ستون هاي بلند و سقف هاي ريخته
آن حياط پر درخت دلگشاي مدرسه
آه آن باباي پير خنده رو يادش بخير
مي نشست او پشت در ، در سر سراي مدرسه
باز شيدا ، جان من خرم شد از ياد کلاس
جان فداي لحظه هاي جان فزاي مدرسه
((حسن شیدا))
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:27 توسط مریم دلخون
|
سلام من معلم پایه سوم ابتدایی شهرستان پیرانشهر و سرگروه درسی در پایه مذکور هستم البته معلم دانش آموزان قبلیم که پایه اول و دوم بودند.چون کلاسم برای طرح دوره ای انتخاب شده این دوره سه ساله را با هم بودیم با امید رضایت خدا و بچه ها و...