خواسته دانش آموز قرن 21 چیست?


ما نمی خواهیم چیزی را به خاطر بسپاریم و طوطی وار تکرار کنیم.
ما نمی خواهیم چیزی را به خاطر آزمون یاد بگیریم.
ما نمی خواهیم چیزی را که دیگران به آن معنی بخشیده اند، یاد بگیریم.
ما می خواهیم کاری را بکنیم که در ما و دنیای پیرامونی خودمان تغییر ایجاد کند.
ما می خواهیم با رسانه ها و ابزارهای یادگیری زمانه خود بیاموزیم.
ما می خواهیم هوشمندانه درگیر یادگیری شویم.
ما می خواهیم رابطه ی قوی با معلم خود، دیگران داشته باشیم .
ما می خواهیم ارتباطات خود را به گستره جهانی گسترش دهیم.
ما می خواهیم که معلم بداند که ما چگونه یاد می گیریم .
ما می خواهیم که او آنچه را که ما می فهمیم و آنچه را که نمی فهمیم متوجه شود .
ما می خواهیم با دیگر شاگردان در کلاس و خارج از کلاس کار کنیم و همکاری داشته باشیم.
ما می خواهیم که دانش را در هر جا و هر زمان بدست بیاوریم.
ما به دنبال یادگیری عمیق و موثر هستیم.

حسرت همیشگی

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی :وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
         
چقدر زود 
                     
دیر می‌شود!

قیصر امین ‌پور

حس خوب

امروزت را ، با تکه های شکسته دیروز شروع نکن
امروز روز دیگری است !! امروزت را پر از حس خوب کن ...
حس خوب یعنی کودک ماندن
حس خوب یعنی تکرار روز تولد
حس خوب یعنی گول نزدن وجدان
حس خوب یعنی بخشیدن دیگران
حس خوب یعنی برداشتن بار پیر زن همسایه
حس خوب یعنی ایستادن روی ترازوی پیرمرد
حس خوب یعنی نوازش دستان مادر
حس خوب یعنی عاشق بودن
و زمانی عاشقی ، که حالت خوب باشد
و هر روز و هر ساعت و هرلحظه باور داشته باش
که شاید فردایی نباشد...
پس حس ات را خوب کن ، همین امروز...!

من زندگی خودم را میکنم و 
برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم... چاقم؟ 
لاغرم؟ 
قد بلندم؟ 
کوتاه قدم؟ 
سفیدم؟ 
سبزه ام؟ 
همه به خودم مربوط است... مهم بودن یا نبودن را؛ فراموش کن! 
روزنامه ی روز شنبه، زباله ی روز یکشنبه است! 
زندگی کن به شيوه خودت... 
با قوانين خودت... 
با باورها و ايمان قلبی خودت... 
مردم دلشان می خواهد، موضوعی برای گفتگو داشته باشند؛ برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی؟ 
هر جور که باشی، حرفی برای گفتن دارند... 
شاد باش و از زندگی لذت ببر... 
چه انتظاری از مردم داری؟ 
آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند!!! 

چگونه در درس املا بازخورد بدهیم؟

معلم توانا به عنوان متخصص تعلیم و تربیت با علت یابی غلط دانش آموز که در کدام گروه قرار می گیرد به درمان درد دانش آموز در درس می پردازد. به عنوان مثال دانش آموزی که در املا کلمه «برادر» را به صورت «برارد» می نویسد. ایشان متوجه می شود که اشکال دانش آموز مربوطه به حافظه توالی است و درمان آن این است که بخش و صدا کشی را با ایشان بیشتر کار کند .

دانش آموزی که کلماتی که حروف عربی دارند را غلط می نویسد می فهمد که این نوع اشکال مربوطه به حافظه دیداری است که بیشترین اشکال دانش آموزان کشور ماست، برای درمان آن برخی معلمان در هر درس زیر این گونه کلمات خط می کشند. این گونه کلمات در هر درس شاید 20 کلمه بیشتر نباشند آن ها را در یک برگ (کلمات سه درس) بنویسیم و به دانش آموزانی که مشکل حافظه دیداری را دارند بدهیم و از آن ها بخواهیم بعد از نوشتن تکالیف هر روز این کلمات را که شاید سه سطر هم نباشد در زیر تکالیف بنویسند و هروزدر عرض 2 دقیقه این کلمات به صورت مستمر توسط دانش آموزان قرائت گردد.

اما در خصوص نحوه ی بازخورد به املا

به عنوان مثال دانش آموزی که نقطه و دندانه را کم یا زیاد می گذارد بعد از نوشتن کلمه تحسین (آفرین و توانسته اید بیشتر کلمات را درست بنویسید و ... ) دست روی اشکال می گذاریم و می نویسیم : «در گذاشتن نقطه یا دندانه دقت کن» و اگر به تعداد نقطه و دندانه حرف مورد نظر هم اشاره کنیم خیلی بهتر است.

دانش آموزی که نوع اشکال آن حافظه شنیداری است مثلا کلمه ی «مسواک» را «مسباک» می نویسد یا برخی کلمات را جا می اندازد یا آخر کلمه را درست نمی نویسد مثلا کلمه ی «گفتند» را «گفتن» می نویسد . با بررسی میزان شنوایی دانش آموز که آیا گوش هایش درست می شنوند یا یکی از گوش هایش افت شنوایی دارد و ... با تماس اولیایشان به پزشک متخصص ارجاع می دهیم و در صورت سالم بودن گوش در نحوه گفتن دیکته خود تجدید نظر می کنیم و یا برخی دانش آموزان کلمه را به صورت غلط تلفظ می کنند و با شنیدن تلفظ صحیح توسط معلم باز هم موقع نوشتن غلط می نویسند در صورتی که اولیایشان باسواد باشند پس از نوشتن جمله عاطفی که نشان از موفقیت او در نوشتن برخی از کلمات به شکل صحیح است می نویسیم « کلماتی که غلط نوشته ای در خانه با بزرگترهای خود تلفظ کن و از روی آن بنویس.»

دانش آموزی که نوع اشکال آن حافظه توالی است مثلا «مادر» را «مارد» می نویسد بعد از تشویق ایشان به خاطر نوشتن کلمات صحیح می نویسیم: «موقع نوشتن ابتدا به دقت بخش کن و پس از صداکشی بنویس» یعنی با این کار هم درد را تشخیص داده ایم و هم درمان را ارائه داده ایم . ما با نوشتن این جمله خاطر نشان می کنیم که اولیای محترم فرزند شما در بخش و صداکشی اشکال دارد و اگر کلمه را درست بخش و صدا کند دیگر در املا اشکال نخواهد داشت.

اگر دانش آموزی کلمه ی «شُد» را «شود» و «گفت» را «گوفت» می نویسد با توجه به آن چه در بخش اشکالات املایی گفته شد این گونه دانش آموزان مشکل آموزشی دارند یعنی این ها تفاوت «او – و» را با «اُ  ُ» نمی دانند. معلم متخصص پس از مشخص کردن غلط دانش آموز به جای آن که بگوید از روی این کلمات چندین بار بنویسد به ایشان تفاوت «او – و» را با «اُ  ُ» آموزش می دهد و استثنائات را هم به تدریج آموزش می دهد. می توان گفت این اشکال املایی مربوط به معلم اوّل بوده که در کلاس دوم نمود پیدا کرده است. اما بعد از بیان موفقیت ایشان به طور خلاصه می توان این گونه بازخورد داد: « پسر یا دختر خوب بدونه در این کلمات به جای «او – و» از «اُ  ُ» استفاده می کنیم.»

در خصوص دانش آموزانی که همیشه تمام کلمات را درست می نویسند هم می توانیم از بازخوردهایی که به صورت شعر هست استفاده کنیم و هم از خودمان در یک جمله کوتاه موفقیت وی را تبریک بگوییم . مثلا « شما در نوشتن دیکته توانا هستید!» و... البته اگر در هر دفعه از جملات متنوع و متفاوتی استفاده کنیم خیلی بهتر است.

شاید این سوال از طرف شما مطرح شود که نوشتن این گونه بازخوردها وقت زیادی می برد و برای گفتن 2 یا 3دیکته در طول هفته امکان دادن این گونه بازخوردها نیست. در جواب عرض می شود لازم نیست ما هر هفته 2 یا 3 بار دیکته بگوییم ، بدون این که بازخورد به دانش آموزان بدهیم. اگر یک دیکته در هر هفته با ارائه بازخورد مناسب باشد بهتر از دیکته هایی است که پشت سر هم در طول یک هفته گفته می شود.

اشکال عمده نظام ارزشیابی گذشته در کنار نقاط قوت آن ، همین مساله بود تدریس برای ارزشیابی بود نه ارزشیابی برای تدریس . همیشه شکست های دانش آموز در قالب امتحان های پی در پی به سر دانش آموزان کوبیده می شد بدون آن که علت یابی شود که چرا دانش آموز در دیکته این کلمات را غلط می نویسد و یا مثلا در ریاضی چرا نمی تواند مساحت مستطیل را بنویسد؟

کلاس اولی ها چه چیزی یاد می گیرند ؟

 اصول پایه کلاس اول نقطه شروع مهمی برای بچه های کوچک است تا با اتکا به آن خود را عضوی از مدرسه " بزرگ " احساس کنند. خیلی از کارها برای آنها تازگی دارد، مثلاً شاید برای اولین بار در بوفه مدرسه غذا بخورند و برای اولین بار بدون نظارت مستقیم بزرگترها، در هوای آزاد بازی کنند. این تجربیات به کلاس اولی ها کمک می کند تا بیشتر حس استقلال کنند. کلاس اولی ها باید از مهارتهای اجتماعی ای که در پیش دبستان و آمادگی کسب کرده اند، به نحو کامل تری استفاده کنند. اما جادوی واقعی کلاس اول هنگامی رخ می دهد که بچه ها توانایی فهمیدن معنای واقعی حروف و اعداد را پیدا می کنند. وقتی که آماده می شوند و می توانند کليد این رمز را پیدا کنند و کلمات را بخوانند. زبان و خواندن و نوشتن معمولا کلاس اول را، پایه ای می دانند که در آن بچه ها خواندن را می آموزند. در پایان سال اول همه بچه ها نمی توانند به روانی بخوانند، اما اغلب آنها اولین قدم های استوار را به سوی روان خوانی برداشته اند. مجموعه مطالب خواندنی آنها شعرهای ساده، داستانهای الگودار و کتابهای غیر داستانی مبتدی را دربرمی گیرد. با اینکه کلاس اولی ها هنوز حس چندان رشد یافته ای از زمان ندارند، اما به داستانهای واقعی از زمانهای دور علاقه زیادی دارند، بنابراین کتابهای تاریخی ساده جزو خواندنی های محبوب آنهاست. معلم اول ابتدایی باید در شنیدن صداهای حروف، نوشتن آنچه شنیده می شود و کشف زبان نوشتاری به بچه ها کمک کند. نوشتن نیز مانند خواندن، انواع گوناگونی در کلاس اول ابتدایی دارد. بچه ها تا فهم کامل زبان نوشتاری، املاهای مخصوص خود را " اختراع " می کنند. فعالیت های نوشتاری مثل نوشتن دفتر روزانه، داستاهای کوتاه خلاق یا ثبت کردن کارهای خودشان بسیار مفید است. ریاضی کلاس اولی ها شروع به جذب مفاهیم ریاضی انتزاعی تر می کنند. بچه ها با زمان، پول و معنی اعدادی آشنا می شوند که بزرگتر از آن چیزی هستند که می توانند بشمارند و چون هنوز بهترین راه یادگیری شان از طریق اشیای فیزیکی است، وجود وسایل کمک آموزشی مثل مکعب ها و میله ها در کلاس برایشان ضروری است. آنها حل مسائل جمع و تفریق را شروع می کنند. یاد می گیرند دوتا دوتا، پنج تا پنج تا یا ده تا ده تا بشمرند، که بعدها در حل معادلات ریاضی به کارشان خواهد آمد، آنها را شکل های هندسی دو و سه بعدی هم آشنا می شوند. علوم معلمان، کلاس اولی ها را تشویق می کنند تا جواب سؤالهایشان درباره جهان طبیعی را خودشان پیدا کنند و یادبگیرند الگوهایی را در جهان بیابند. ممکن است با مفاهیمی هم روبرو شوند که آنها را وادار کند بیشتر از آنچه به طور مستقیم می فهمند، درک کنند مثلاً اینکه موجودات زنده از ذرات کوچکی تشکیل شده اند. اکتشافات معمولی علمی شامل آب و هوا، اعضای بدن انسان و شناسایی ویژگی های گیاهان و جانوران می شود. بچه ها علاوه براین می توانند با حرکت و نحوه هل دادن و کشیدن اشیاء هم آزمایش کنند. مطالعات اجتماعی مطالعات اجتماعی کلاس اولی ها در چارچوب دنیای خانواده، مدرسه و محله قرار دارد. کلاس اولی ها می توانند تفاوت بین رویدادهایی که در گذشته، حال و آینده رخ می دهند می فهمند هر چند که هنوز آمادگی ارتباط دادن معانی واقعی را به دوره های زمانی متفاوت را ندارند. رویدادهایی که 20 یا 1000 سال قبل رخ داده اند، برای کلاس اولی ها فقط " گذشته " هستند مگر اینکه به موضوعی مربوط شوند که بچه ها با آنها آشنا باشد، مثلاً اینکه بگویند : " آن زمانی که مادربزرگت بچه بود. " از نظر اجتماعی، کلاس اولی ها مستقل تر هستند و بیشتر مسؤولیت کارهای خود را می پذیرند. بنابراین دانستن نحوه رعایت مقررات و مراقبت از خود برایشان مهم می شود. یک نکته مهم تر دیگر برای کلاس اولی ها داشتن توانایی پیدا کردن راه و چاه مدرسه ( مثلاً پیدا کردن کلاس، دستشویی و ... ) است. بچه ها چه جوری یاد می گیرند؟ فهم جهان مجرد کلاس اولی ها به آهستگی و با کلی بازگشت در مسیر راه، از جهان بازی به جهان نشانه ها و مفاهیم نقل مکان می کنند. معنی این حرف این نیست که بازی دیگر برایشان اهمیتی ندارد، بلکه این یعنی یادگیری کلاس اولی سازمان یافته تر و با جریانی معمولی تر می شود. اما هنوز جای زیادی برای اکتشافات شخصی بچه در این روال وجود دارد. اولین گام ها برای اینکه نحوه کار و رشد مغز شاگرد کلاس اولیتان را درک کنید، اولین قدم های یک کودک نوپا را به خاطر بیاورید. قبل از اولین گام های لرزان، بچه در خزیدن و چهار دست و پا رفتن استاد شده است. کلاس اولی ها هم همین قدم های اول را از اطلاعات آشنایی که داشتند به سوی جهان بزرگتر و انتزاعی برمی دارند. در این روزهای تازه به راه افتادن، کودک برای اینکه سریعتر به جایی برسد، دوباره به روش چهار دست و پا رفتن بر می گردد. به همین نحو کلاس اولی هم هنوز با گرفتن اطلاعات از طریق اکتشاف و بازی کردن، راحت تر است. مغز او در حال شروع به گرفتن چند مفهوم در یک زمان و سپس برقراری ارتباط بین آنهاست. یادگیری از اشتباهات کلاس اولی با انجام دادن و اشتباه کردن، یاد می گیرد. ممکن است این اشتباهات ناامید کننده باشند، برای همین بچه ها به کسانی نیاز دارند که نکات مثبتی درباره نحوه یادگیری قوی آنها را به یادشان بیاورد. تا امروز، اغلب رشد و یادگیری بچه ها بخشی از فرآیندی طبیعی بوده که در دنیاهای آسوده و راحت بازی و خانه صورت می گرفته اند. ممکن است آنها کلی زحمت کشیده باشند تا یاد بگیرند توپ را چطور شوت کنند اما هیچ کس به این کار آنها نمره نداده است یا به اینکه این کار چقدر زمان برده، توجه نکرده است. در کلاس اول بچه ها شروع به کسب مهارت در حوزه هایی می کنند که کاملاً در آنها احساس راحتی نمی کنند و تازه به خاطر این کارها باید نمره هم بگیرند. از آنها خواسته می شود کارهای مشکلی انجام دهند وبرای اولین بار حس می کنند که در حال مبارزه هستند. این شرایط جدید گاهی بچه های با اعتماد به نفس را هم درباره توانایی های خود به شک می اندازد. در گذشته آنها در کار خود " استاد " بوده اند اما الان فشار یادگیری خواندن و درک مفاهیم سخت و پیچیده ریاضی و علوم را روی دوش خود احساس می کنند. بنابراین کلاس اولی ها باید در محیطی مملو از هیجان و تشویق قرار بگیرند و الگوهای مناسبی از نحوه یادگیری از اشتباهات را در دسترس داشته باشند.   

تهيه وتنظيم:فاطمه عبدالهي نياسر  

کارباتراشه مداد

 

 

 

درست کردن پازل ماهی

 

 

 

خلوت ما

لحظه هایی هستند که هستیم...

چه تنها،چه در جمع...اما خودمان نیستیم...

انگار روحمان می رود، همان جا که می خواهد...

بیصدا!!! بی هیاهو!!!همان لحظه هایی که...

راننده آژانس می گوید: رسیدین!!!

فروشنده می گوید: باقی پول را نمی خواهی؟؟!!

راننده تاکسی می گوید: صدای بوق را نمی شنوی؟؟!!

و مادر صدا می کند: حواست کجاست؟؟!!

ساعت هایی که...شنیدیم و نفهمیدیم...خواندیم و نفهمیدیم...دیدیم و نفهمیدیم...

و تلویزیون خاموش شد....آهنگ بار دهم تکرار شد!

هوا روشن شد....چای سرد شد....در یخچال باز ماند...

و در خانه را قفل نکردیم!!!و نفهمیدیم کی رسیدیم به خانه!!!!و کی عوض شدیم!

و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم...

و موهای سرمان سفید شد...

و از آرزوهایمان کی گذشتیم؟؟!!

و کی دیگر برای همیشه فراموش کردیم ؟؟!!

و کی فراموش شدیم!!!

یک لحظه سکوت به احترام تمام لحظه هایی که خودمان نبودیم...