
درس های ماهنوزناتمام...
تانگاه می کنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی
پیش ازآنکه باخبرشوی
لحظه عزیمت توناگزیرمی شود
آی
آی دریغ وحسرت همیشگی
ناگهان چقدرزوددیرمی شود...
نیمه ی دیگرزندگی ماراهمین حسرت هاوحرف ها ودرس های ناگفته شکل می دهند...
کاش که مصلحت دانش آموزان روسرلوحه کاروزندگیمان قراردهیم...
کاش قبل ازاینکه دیربشه مشکلات بچه ها ومشکلات مدرسه ها روحل کنیم ...
کاش مردم بدونن کارخیرفقط ساختن مسجد نیست...
آیاآمارمدارس شهرمون روکه درحال تخریب هستن نمی دونید؟؟؟
کاش همه بدونن کمک به ساختن یه مدرسه آبادهم جزئی است از انسانیت ومسلمان بودن...
همه ازمظلومیت فلسطین وافغانستان سخن میگن کسی نیست به دادمظلومیت بچه های خودمون برسه.
چراماهمیشه تقلامی کنیم برای رفتن به حج حتی گاهی تواین زمینه دغل بازی وپارتی بازی هم می کنیم
آیاساختن آینده این فرشته های معصوم نیزنوعی حج نیست؟؟؟
پس لازمه همه به خودبیاییم
به قول سهراب:جوردیگربایددید....
آره حج توهمین چندقدمی ماست...
خدایاهمه اونهاروبه دامن گرم خانوادهاشون برگردان....




