زندگی همین شادی های کوتاه است
خیلی ازشاعران ونویسندگان دروصف زندگی شعرهای نابی سروده اندومتن های نغزنوشته اند.ومابالذت آنهارامی خوانیم ،امآیاکمی هم به محتوای این سخنان ادیبانه فکرکرده ایم یافقط اینکه می گوییم((عجب چیزی گفته ،محشره)) وبعددوباره غرق درعالم بی خیالی ومادیات می شویم وآنقدرغرق درظواهرمی شویم که بااندک سختی ومشقتی ازپادرمی آییم وامیدمان رابه خالق هستی به کل ازدست می دهیم وعزلت وگوشه نشینی رابرمی گزینیم واززندگی –این نعمت عظیم الهی دست می شوییم ودائم باخودمی گوییم:چرااین زندگی همه اش باماسرناسازگاری داره؟
خیلی هامی گویندزندگی همان لحظاتی است که باشتاب می گذرندومانیزمنتظریم که باشتاب بگذرند،درحالیکه خیلی اوقات قدراین لحظات زودگذروگرانبهارانمی دانیم وبه جمله((وقت طلاست))هیچ اعتقادی نداریم ،درصورتیکه بایک ناراحتی کوچک آرزوی بازگشت همان لحظات کوتاه راداریم وکلی برای آنهابرنامه ریزث می کنیم .
به موقع ازفرصت هااستفاده نمی کنیم وبعدحسرت گذرآنهارامی خوریم .آیازندگی همان شادی های هرچندکوتاهی نیست که بایک دنیاعوض نمی شوند؟مثل شادی حاصل ازمحبت ...گذشت...فداکاری...
فقط دراین لحظات است که شادی عمیقی قلبمان رامالامال می کندواحساس بزرگی روح می کنیم .اماچراگاهی لذت این لحظات شادراازخودمان می گیریم ودردنیای سنگدلی وبی خیالی غرق می شویم.
سلام من معلم پایه سوم ابتدایی شهرستان پیرانشهر و سرگروه درسی در پایه مذکور هستم البته معلم دانش آموزان قبلیم که پایه اول و دوم بودند.چون کلاسم برای طرح دوره ای انتخاب شده این دوره سه ساله را با هم بودیم با امید رضایت خدا و بچه ها و...